درباره وبلاگ


خندیدن نعمته وو خندوندن رحمت .
ای كـــــــــــــاش همه ، خندوندن رو یاد بگیرن و
بی منت به هم هدیه بدن .


مدیر وبلاگ : lvl03n



نیت کنید و اشاره فرمایید








آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس






نویسندگان
نظرسنجی
کیفیت دل نوشتامون ؟







جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
حرف دل
یه نیم نگاه به دل




درویشی به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده میشود .

پس از اندك زمانی داد شیطان در می آید و رو به فرشتگان می كند و می گوید : جاسوس می فرستید به جهنم!؟


از روزی كه این ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنمیان را هدایت می كند و....


حال سخن درویشی كه به جهنم رفته بود این چنین است: با چنان عشقی زندگی كن كه حتی بنا به تصادف اگر به جهنم افتادی خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند.




نوع مطلب : داستان و شعر و عرفان، 
برچسب ها : اشتباه فرشتگان، جهنم، شیطان، بهشت، عشق،


سه شنبه 2 اسفند 1390 :: نویسنده : lvl03n
اگر زمان و مکان در اختیار ما بود ، ده سال پیش از طوفان نوح عاشقت میشدم و تو میتوانستی تا قیامت برایم ناز کنی ؛
یکصد سال به ستایش چشمانت میگذشت و سی هزار سال سر  به ستایش تنت ؛
و تازه در پایان عمر به دلت راه میافتم .




نوع مطلب : عاشقانه، حرف دل، نفسم، 
برچسب ها : ستایش، عاشق، عشق، ستایش چشمانت، چشمانت، چشم،


دوشنبه 21 شهریور 1390 :: نویسنده : lvl03n

اسم من زیباترین اسم جهان است
وقتی
تو،
با عشق،
صدایم میکنی.




نوع مطلب : عاشقانه، حرف دل، نفسم، 
برچسب ها : اسم من، عشق،


جمعه 28 مرداد 1390 :: نویسنده : lvl03n
خانمی سه پیرمرد جلوی درب خانه اش دید. به آنها گفت شما را نمی شناسم ولی اگر گرسنه هستید بفرمایید داخل. یکی از آنها پاسخ داد اگر همسرتان خانه نیستند، می ایستیم تا ایشان بیایند ...

ادامه مطلب


نوع مطلب : عاشقانه، داستان و شعر و عرفان، 
برچسب ها : عشق،


سه شنبه 17 اسفند 1389 :: نویسنده : lvl03n
سوگ


عشق


معصومیت



ادامه مطلب


نوع مطلب : عكسای خوكشل، متفرقه، عاشقانه، 
برچسب ها : سوگ، عشق، معصومیت، جدایی، شفقت، دوستی، غربت، نجات، وفاداری،


جمعه 22 بهمن 1389 :: نویسنده : lvl03n



  متولدین فروردین ماه :
به سوی من بیا تا  تو را حس كنم و دنیا خواهد دید داستان عشقی سوزان را كه شعله اش در قلب من خواهى بود به هنگام عاشقی گویی در دنیای شوالیه ها و پرنسس ها سر میكند. قلبا عاشق است و در عشق پا بر جاست.

متولدین اردیبهشت ماه :
عشق را در چشمان من بنگر
چهره ی بر افروخته ام را ببین و عشق را حس كن
به صدای نفس های من گوش كن
و بشنو ترانه ی عشق را

عاشقی بی قرار است و كمرو ولی پرشهامت.
موسیقی بر او تاثیر فراوان دارد.
 

متولدین خرداد ماه :
با من به رویا بیا به رویای عشق
بیا تا بر فراز بلندترین كوه گام نهیم
بیا تا در ژرف ترین اقیانوس شنا كنیم
بیا تا به دورترین ستاره ها پر كشیم
بر عشق ما هیچ چیز ناممكن نیست
بهترین عاشق دنیاست و گفتارها و دل او پر ز رویاهای عاشقانهاست.


ادامه مطلب


نوع مطلب : عاشقانه، حرف دل، 
برچسب ها : عشق،


پنجشنبه 21 بهمن 1389 :: نویسنده : lvl03n

این یک داستان واقعی است که در ژاپن اتفاق افتاده.

شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد. خانه های ژاپنی دارای فضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند. این شخص در حین خراب کردن دیوار در بین آن مارمولکی را دید که میخی از بیرون به پایش فرو رفته بود.

دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد. وقتی میخ را بررسی کرد متعجب شد؛ این میخ ده سال پیش، هنگام ساختن خانه کوبیده شده بود!!!

چه اتفاقی افتاده؟

در یک قسمت تاریک بدون حرکت، مارمولک ده سال در چنین موقعیتی زنده مانده!!!

چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است.

متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد.

در این مدت چکار می کرده؟ چگونه و چی می خورده؟

همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یکدفعه مارمولکی دیگر، با غذایی در دهانش ظاهر شد!!!

مرد شدیدا منقلب شد.

ده سال مراقبت. چه عشقی! چه عشق قشنگی





نوع مطلب : داستان و شعر و عرفان، 
برچسب ها : یک داستان واقعی، داستان واقعی، مارمولک، عشق،


دوشنبه 11 بهمن 1389 :: نویسنده : lvl03n
می اندیشم زندگی رویاییست و بال و پری دارد به اندازه عشق.
بیاندیش اندازه عشق در زندگیت چقدر است؟
در کجای زندگیت است؟
دلم به حال عشق می سوزد
چرا سالهاست کسی را عاشق ندیده ام ؟
مگر نمی دانیم برای هر کاری عشق لازم است


ادامه مطلب


نوع مطلب : حرف دل، عاشقانه، 
برچسب ها : زندگی رویاییست، زندگی، رویا، عشق، دوستت دارم، كفش دوزك، ابر، غصه خوردن، آشتی، محبت کردن،


دوشنبه 20 دی 1389 :: نویسنده : lvl03n

یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمی گشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود. اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود.اسمیت پیاده شد و خودشو معرفی کرد و گفت من اومدم کمکتون کنم.زن گفت صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این واقعا لطف شماست . وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد، زن پرسید: "من چقدر باید بپردازم؟"و اسمیت به زن چنین گفت: "شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک کرد. همونطور که من به شما کمک کردم.اگر تو واقعا میخواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی.

نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!"



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان و شعر و عرفان، حرف دل، 
برچسب ها : زنجیر عشق، عشق،


دوشنبه 6 دی 1389 :: نویسنده : lvl03n



زندگى كردن مثل دوچرخه سوارى است. آدم نمى افتد، مگر این كه دست از ركاب زدن بردارد. اوایل، خداوند را فقط یك ناظر مى دیدم، چیزى شبیه قاضى دادگاه كه همه عیب و ایرادهایم را ثبت می‌كند تا بعداً تك تك آنها را به‌رخم بكشد.
 
به این ترتیب، خداوند مى خواست به من بفهماند كه من لایق بهشت رفتن هستم یا سزاوار جهنم. او همیشه حضور داشت، ولى نه مثل یك خدا كه مثل مأموران دولتى.


ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان و شعر و عرفان، 
برچسب ها : دوچرخه سواری، داستان، حکایت، حکایت پند آموز، خدای متعال، پرتگاه، رکاب، اعتماد، عشق، پذیرش، شفا، شادمانی، هدیه، بخشش،


یکشنبه 24 مرداد 1389 :: نویسنده : S.E R


همسرم با صدای بلندی کفت : تا کی میخوای سرتو توی اون روزنامه فروکنی؟ میشه بیای و به
دختر جونت بگی غذاشو بخوره؟

روزنامه را به کناری انداختم و بسوی آنها رفتم.

تنها دخترم آوا بنظر وحشت زده می آمد. اشک در چشمهایش پر شده بود.

ظرفی پر از شیر برنج در مقابلش قرار داشت.

آوا دختری زیبا و برای سن خود بسیار باهوش بود.

گلویم رو صاف کردم و ظرف را برداشتم و گفتم، چرا چند تا قاشق گنده نمی خوری؟

فقط بخاطر بابا عزیزم. آوا کمی نرمش نشان داد و با پشت دست اشکهایش را پاک کرد و گفت:



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان و شعر و عرفان، 
برچسب ها : دختر فداکار، کچل، مو، عشق، فداکاری، شیمی درمانی، سرطان، وسعت قلب،


یکشنبه 24 مرداد 1389 :: نویسنده : S.E R


اگر عشق نبود به کدامین بهانه ای می خندیدیم و می گریستیم؟ 

           

           کدام لحظه های ناب را اندیشه می کردیم؟ 

             

                            چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟ 

  

آری... 

 

                                  بی گمان پیشتر از اینها مرده بودیم اگر عشق نبود ! 

 

« دکتر علی شریعتی »





نوع مطلب : عاشقانه، 
برچسب ها : دکتر علی شریعتی، استاد شریعتی، عشق، نبود عشق، بهانه، خندیدن، گریستن، لحظه های ناب،


شنبه 23 مرداد 1389 :: نویسنده : S.E R


Does Love need a Reason


...??

عشق دلیل میخواد؟


Some people never understand

بعضیها هیچوقت نمیفهمند


Once a lady when having a conversation with her lover, asked:
یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود ،ازش پرسید



Lady :
Why do you like me..? Why do you love me ?

چرا دوستم داری؟واسه چی عاشقمی؟


Man :
I can t tell the reason.. but I really like you..

دلیلشو نمیدونم ....اماواقعا"‌دوست دارم


Lady :
You can t even tell me the reason... how can you say you like
me? How can you say you love me?

تو هیچ دلیلی نمیتونی بگی پس چطور دوستم داری؟
چطور میتونی بگی عاشقمی؟


ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان و شعر و عرفان، 
برچسب ها : عشق، دلیل عشق، عاشق، ‌دوستت دارم، قسمت، سرنوشت، زندگی، عشق كامل، عشق واقعی،


شنبه 23 مرداد 1389 :: نویسنده : lvl03n


نامه ی یک پسر سنگدل به دوست دخترش


1- محبت شدیدی که صادقانه به تو ابراز میکرد

2-دروغ و بی اساس بود و در حقیقت نفرت من نسبت به تو

3- روز به روز بیشتر می شود و هر چه بیشتر تو را می شناسم

4- به پستی و دورویی تو بیشتر پی میبرم و



ادامه مطلب


نوع مطلب : اجق وجق، مالیخولیایی، 
برچسب ها : نامه، دوست دختر، دوست پسر، محبت، صادقانه، دروغ، نفرت، دورویی، حقیقت، احساس، قلب، گلهای بهار، شریک زندگی، طبیعت پست و فرومایه، ازدواج، خوشبخت، دروغ و تظاهر، عواطف، احساسات، حرارت، عشق، عاشق، علاقه، سنگدل،


دوشنبه 18 مرداد 1389 :: نویسنده : lvl03n

خداوند ، زن ، زیبایی

یک پسر کوچک از مادرش پرسید: چرا گریه می کنی؟

مادرش به او گفت: زیرا من یک زن هستم.



پسر بچه گفت: من نمی فهمم.

بعد پسر بچه از پدرش پرسید چرا مادر بی دلیل گریه می کند؟

پدرش تنها توانست به او بگوید: تمام زنها برای هیچ چیز گریه می کنند. پسر کوچک بزرگ شد و به یک مرد تبدیل گشت. ولی هنوز نمی دانست که چرا زنها بی دلیل گریه می کنند.

بالاخره سوالش را برای خداوند مطرح کرد و مطمئن بود که خدا جواب را می داند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان و شعر و عرفان، 
برچسب ها : خداوند، زن، زیبایی، مادر، گریه، گریستن، آرامش، نیروی درونی، زایمان، عشق، عاشق، همسر، عاشقانه، دوست داشتن، تلاش، شوهر، قلب، شعور، اشک، آرایش مو، زیبا، ظاهر، دریچه روح، چشم،


چهارشنبه 6 مرداد 1389 :: نویسنده : lvl03n

متن جالب یک کارت عروسی


--- آخر این هفته جشن ازدواج ما به پاست ---

--- با حضور گرم خود در آن صفا جاری کنید ---

--- ازدواج و عقد یک امر مهم و جدی است ---

--- لطفا از آوردن اطفال خودداری کنید ---

--- بر شکم صابون زده ،آماده سازیدش قشنگ ---

--- معده را از هر غذا و میوه ای عاری کنید ---

--- تا مفصل توی آن جشن عزیز و باشکوه ---

--- با غذا و میوه آن جشن افطاری کنید ---

--- البته خیلی نباید هول و پرخور بود ، هان! ---



ادامه مطلب


نوع مطلب : اجق وجق، طنز و سرگرمی، 
برچسب ها : عروسی، کارت عروسی، ازدواج، جشن، عقد، پاتختی، عاشقی، عشق،


چهارشنبه 6 مرداد 1389 :: نویسنده : lvl03n

چقدر قشنگه كه یكی تو لحظات سخت زندگی در كنارت باشه وو پا به پات بیاد و واسه برداشتن سنگها وو تخته سنگهای مشكلات زندگی بهت كمك كنه وو بهت انرژی بده .



    شیرینیه زندگی زمانی خودشو بهت نشون میده كه سختیاشو با یه دل همراه پشت سر گذاشته باشی .

چقدر شیرینه وقتی كه لحظه سختی و اتفاقات بد و تجربه های تلخ تو زندگیت داره اتفاق میفته ؛ اول به فكر نفر مقابلت باشی ، به فكر یارت باشی كه بتونی شرایط رو واسش هموار تر كنی كه كمتر تو تحمل سختی بهش فشار بیاد و راحت تر شرایط  ناهموار رو پشت سر بگذاره .

خدا جون بهمون قدرتی بده كه هیچ وقت عرق شرممون جلو یار و همسفرمون در نیاد .


  دوستت دارم .





نوع مطلب : حرف دل، 
برچسب ها : لحظات سخت، قشنگ، زندگی، لحظه سخت زندگی، یار، همراه، عاشق، عشق، اتفاقات بد، تجربه های تلخ، دل، مشكلات زندگی،


دوشنبه 4 مرداد 1389 :: نویسنده : lvl03n

  دوست دارید بدانید كه چرا نماد عاشقی قلبی هست كه تیر وسطش خورده است؟!


  نماد عشق یك قلب است. اما نماد عاشقی قلبی هست كه تیر وسطش خورده. كمتر كسی شاید راز این قلب تیر خورده را بداند...

  نماد عشق یک قلب است. اما نماد عاشقی قلبی هست که تیر وسطش خورده. کمتر کسی شاید راز این قلب تیر خورده را بداند. لااقل من در اینترنت هر چه گشتم نه به فارسی و نه به انگلیسی در این زمینه چیزی ندیدم.در نتیجه خودم می نویسمش تا هر کسی دنبال معنایش گشت، جوابش را اینجا پیدا کند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : عاشقانه، 
برچسب ها : نماد عاشقی، عاشقی، عشق، قلب، باور، یونان، یونانیان باستان، خدای عشق، تیر و قلب، رومیان باستان، اسطوره های یونانیان، افسانه های روم، ونوس،


پنجشنبه 31 تیر 1389 :: نویسنده : lvl03n






  وای خدا جون امشب چقــــــــــدر این فرشته مهربونت ، که بهترین هدیه زندگیمه ، قشنگ و زیبا شده بود .

  وقتی چشام تو چشاش افتاد ، از ته دلم ، از اعماق وجودم یه نفس عمیـــــــــــــــــق کشیدمو ، تو این شب آرزوها ، که فرشته ها گوش به زنگندو کرام الکاتبین آرزوهامونو می نویسن رو، آرزو کردم که :



ادامه مطلب


نوع مطلب : حرف دل، نفسم، 
برچسب ها : عاشق، عشق، فرشته مهربون، بهترین هدیه، اعماق وجود، نفس عمیـــــــــــــــــق، شب آرزوها، کرام الکاتبین، آرزو، لبهای داغ و شیرین، گل عشق، گلدون قلب، وصف ناپذیر، رضایت، لبخندی، آغوش، حمایت، کلام، شفاعت، نیاز، متانت، لیاقت، شهامت، هدیه پر ارزش،


پنجشنبه 27 خرداد 1389 :: نویسنده : lvl03n
  تولدت مبارک ، گلیه نازم .



  قدم گذاشتن به یه دهه دیگه زندگی پر از مهرت مبارک باشه گلک نازم .

  امیدوارم که تو این دهه زندگیت پر از عشق و حرارت و دلبستگی باشه وو هر روزت پر از شعف و شادمانی .





ادامه مطلب


نوع مطلب : نفسم، 
برچسب ها : تولدت مبارک، گلیه ناز، قدم گذاشتن، پر از مهر، گلک ناز، عشق، حرارت، دلبستگی، شعف، شادمانی، آغوش، ببوسمت، بوسه، گل گلدون، تاج سر، مهربون، دوستت دارم، عاشقتم، بارون بهاری، غرق بوسه، روز تولد، لبهای شیرین، ارمغان، هدیه، نگاه گرم،


شنبه 25 اردیبهشت 1389 :: نویسنده : lvl03n


  سالها پیش , در کشور آلمان , زن و شوهری زندگی می کردند.آنها هیچ گاه صاحب فرزندی نمی شدند . یک روز که برای تفریح به اتفاق هم از شهر خارج شده و به جنگل رفته بودند ، ببر کوچکی در جنگل , نظر آنها را به خود جلب کرد . مرد معتقد بود : نباید به آن بچه ببر نزدیک شد .


ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان و شعر و عرفان، 
برچسب ها : آغوش، معجزه عشق، معجزه، عشق، محبت، زن، هدیه کردن، دل ساده، صمیمی، نگاه پر مهر، معجزه خلقت، زیبا، لذت عشق ورزیدن،


جمعه 17 اردیبهشت 1389 :: نویسنده : lvl03n
  چند سالی میگذشت که دایره آبی قطعه گمشده خود را پیدا کرده بود. اکنون صاحب فرزند هم شده بود، یک دایره آبی کوچک با یک شیار کوچک.



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان و شعر و عرفان، 
برچسب ها : خیانت، داستان، قطعهی گمشده، جست و جو، عشق،


پنجشنبه 2 اردیبهشت 1389 :: نویسنده : lvl03n





زن وشوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می راندند.
آنها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند.
زن جوان: یواشتر برو من می ترسم .


ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان و شعر و عرفان، 
برچسب ها : عشقی زیبا، عشق واقعی، عشق،


شنبه 28 فروردین 1389 :: نویسنده : lvl03n






  زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره های زیبا جلوی در دید.
   به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.»
   آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان خانه است؟»


ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان و شعر و عرفان، 
برچسب ها : عشق، ثروت، موفقیت،


شنبه 28 فروردین 1389 :: نویسنده : lvl03n




      عشق یعنی خواستن ،  له له زدن                                                

    عشق یعنی سوختن ،  پر پر زدن                                 

 عشق یعنی جام لبریز از شراب         



ادامه مطلب


نوع مطلب : عاشقانه، 
برچسب ها : عشق، خطر، له له، سوختن، پر پر زدن، جام لبریز، تشنگی، سراب، مریم، همدم، بی قراری، صبر، انتظار، سپیده، سحر، آرزو،


جمعه 27 فروردین 1389 :: نویسنده : lvl03n


( کل صفحات : 2 )    1   2   
 


IranSkin go Up



مترجم سایت

مترجم سایت



پیغام ورود و خروج



فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز