درباره وبلاگ


خندیدن نعمته وو خندوندن رحمت .
ای كـــــــــــــاش همه ، خندوندن رو یاد بگیرن و
بی منت به هم هدیه بدن .


مدیر وبلاگ : lvl03n



نیت کنید و اشاره فرمایید








آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس






نویسندگان
نظرسنجی
کیفیت دل نوشتامون ؟







جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
حرف دل
یه نیم نگاه به دل





لطفا تا آخر بخوانید!!!

این یک داستان نیست یک واقعییته که ممکنه هرکدام در زندگی با آن مواجه بشویم

روزی با عجله و اشتهای فراوان به یک رستوران رفتم.

مدتها بود می خواستم برای سیاحت از مکانهای دیدنی به سفر بروم. در رستوران محل دنجی را انتخاب کردم، چون می خواستم از این فرصت استفاده کنم تا غذایی بخورم و برای آن سفر برنامه ریزی کنم.

فیله ماهی آزاد با کره، سالاد و آب پرتقال سفارش دادم. در انتهای لیست نوشته شده بود: غذای رژیمی می خورید؟ ... نه

نوت بوکم را باز کردم که صدایی از پشت سر مرا متوجه خود کرد:

- عمو... میشه کمی پول به من بدی؟

فقط اونقدری که بتونم نون بخرم

- نه کوچولو، پول زیادی همراهم نیست.

- باشه برات می خرم



ادامه مطلب


نوع مطلب : روانشناسی، متفرقه، 
برچسب ها : دنیای مجازی،


چهارشنبه 5 بهمن 1390 :: نویسنده : lvl03n


 


IranSkin go Up



مترجم سایت

مترجم سایت



پیغام ورود و خروج



فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز