تاریخ : چهارشنبه 5 بهمن 1390 | ساعت 08 و 07 دقیقه و 24 ثانیه | دلنویس : lvl03n

حالت چشم

هنگام درس دادن استاد سر کلاس :
(-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-)
 
وقتی استاد خبر امتحان رو میده :
(o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O)
... ...
موقع امتحان:
(←.←) (→.→) (←.←) (→.→) (←.←) (→.→)

وقتی استاد موقع امتحان حواسش جمع میکنه واسه مچ گیری:
(↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓)

وقتی که نمره ها رو میزنن :
(๏̯͡๏) (๏̯͡๏) (๏̯͡๏) (๏̯͡๏) (๏̯͡๏) (๏̯͡๏) (๏̯͡๏)






طبقه بندی: طنز و سرگرمی،
برچسب ها: حالت چشم دانشجویان، حالت چشم، دانشجو،

تاریخ : یکشنبه 1 آبان 1390 | ساعت 18 و 47 دقیقه و 00 ثانیه | دلنویس : lvl03n


استاد سر کلاس گفت کسی خدا رو دیده؟ همه گفتند : . . . نه . . . !

استاد گفت کسی صدای خدا را شنیده ؟ همه گفتند : . . . نه . . . !

استاد گفت کسی خدا را لمس کرده؟ همه گفتند : . . . نه . . . !
... استاد گفت پس خدا وجود ندارد

یکی از دانشجویان بلند شد و گفت :

کسی عقل استاد را دیده ؟ همه گفتند : . . نه .. !

دانشجو گفت کسی صدای عقل استاد را شنیده ؟ همه گفتند : . . نه . . !

دانشجو گفت کسی عقل استاد را لمس کرده ؟ همه گفتند : . . نه . . !

دانشجو گفت پس استاد عقل نداره !!!



طبقه بندی: داستان و شعر و عرفان، متفرقه، اجق وجق،
برچسب ها: استاد و دانشجو، دانشجو، استاد،

تاریخ : دوشنبه 31 مرداد 1390 | ساعت 15 و 09 دقیقه و 59 ثانیه | دلنویس : lvl03n




ترم اول (ترم جو گیریدگی):

الو سلام مامانی. منم هوشنگ.
وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه. وای خدا خوابگاه رو بگو.
وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن
و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده؛ تنم مور مور میشه...
راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد که شبیه بوی خونه اصغر شیره ای همسایه بغلیمونه.
دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشس!
لامصب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!!!
پریشب یکی از بچه ها به خاطر Over Dose از دانش رفت بخش مسمویت بیمارستان!


ترم دوم (ترم عاشق شدگی):

آه ای مریم. ای عشق من. همه زندگی من.
می خواهم درختی شوم و بر بالای سرت سایه بیفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.
می خواهمت با تمام وجود عزیزم.
همه پول و سرمایه من متعلق به توست.
بدون تو این دنیا رو نمی خوام. کی میشه این درس من تموم شه تا بیام باهات ازدواج کنم ...
امروز یک ساعت پشت پنجره کلاستون بودم و داشتم رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در کلاس می درخشیدی تماشا می کردم...

ادامه مطلب

طبقه بندی: طنز و سرگرمی،
برچسب ها: دانشجو، دوران دانشجویی،

تاریخ : جمعه 19 آذر 1389 | ساعت 17 و 04 دقیقه و 25 ثانیه | دلنویس : lvl03n

دانشجوی تهران شمال :
نكته : وقتی می خونید این قسمتو سعی كنید لباتون تا حد امكان غنچه باشه:
بی ادب , تو واقعا عقلتو از دست دادی . منو ترسوندی بی ...تلفظ : بی ششووور ) امیدوارم ولنتاین كچل شی . بد بد بد)


دانشجوی تهران جنوب :
(.... .... .... ..... ... .. ... ..كلا سانسور شد )


دانشجوی دانشگاه تهران :
وطن فروش مزدور , لیبرال خود فروخته , مخل نظام , تو حق شركت در انتخابات بعدی رو نداری با اون كاندید از خودت نفهم تر , فاشیست تند رو
(توجه داشته باشید كه موضوع دعوا سیاسی بوده)

ادامه مطلب

طبقه بندی: اجق وجق، مالیخولیایی، طنز و سرگرمی،
برچسب ها: دانشجو، فحش،





پیچک







شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic