تاریخ : چهارشنبه 12 مهر 1391 | ساعت 07 و 28 دقیقه و 03 ثانیه | دلنویس : lvl03n

یه دسته هستن که عین کلاغ منتظرن تلفنت تموم بشه تا سریع بپرسن کی بود؟

اینا قابل تحمل

اما اون دسته ای که وسط مکالمه ات هی می پرسن کیه کیه رو باید حلق آویز کرد!

.

فکر کنم خدا وقتی داشت دماغ ما ایرانیا رو می آفرید

دکمه Caps Lock رو فشار داده بود…

.

من نمی دونم اون استادی که ترم قبل از درسش افتادم

این ترم دوباره با چه رویی می خواد بیاد سر کلاس !؟

.


ادامه مطلب

طبقه بندی: اجق وجق، مالیخولیایی، طنز و سرگرمی،
برچسب ها: ازون حرفــــــــــــــــــــا، خندکی، خنده، لطیفه، جک،

تاریخ : سه شنبه 11 مهر 1391 | ساعت 08 و 40 دقیقه و 39 ثانیه | دلنویس : lvl03n

از وختی بابام LCD خریده

یکی از معضلات زندگی مامانم اینه که چطوری گلدون و روش جا بده 

.

ﻣﯿﮕﻦ ﺗﻮ ﺑﻬﺸﺖ ﺗﺨﻢ ﻣﺮﻏﻬﺎ

ﺗﺎ ﺁﺩﻡ ﻣﺠﺮﺩ ﯾﺎﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﻣﯿﺒﯿﻨﻦ

ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﻣﯿﭙﺮﻥ ﺗﻮ ﻣﺎﻫﯿﺘﺎﺑﻪ !

.

یــه وقتایـــی یــه کسایـی رو تـــــو زندگیــمـون راه میدیم

که نــنــه بـابـاشون تــــو خــونـــه بـــه زور راشـــون میــــدادن….

.


ادامه مطلب برچسب ها: خندکی، خنده، لطیفه، جک،

تاریخ : سه شنبه 11 مهر 1391 | ساعت 08 و 35 دقیقه و 08 ثانیه | دلنویس : lvl03n

.

عزیزم علاوه براینکه جات خالی نیست

سر اینکه کی جات بیاد دعواست )

.

رفیق : این همسرته ؟

پسر : نه

رفیق : پس کیه ؟

پسر : زندگیمه !

.

اگر دنیــــــا برعکس بود آدما عاشق نمی شدند

عاشقا آدم می شدند

.


ادامه مطلب

طبقه بندی: اجق وجق، مالیخولیایی، طنز و سرگرمی،
برچسب ها: خندکی، خنده، لطیفه، جک،

تاریخ : شنبه 8 مهر 1391 | ساعت 09 و 31 دقیقه و 47 ثانیه | دلنویس : lvl03n

بخاطر میخی نعلی افتاد.بخاطر نعلی اسبی افتاد

بخاطر اسبی سواری افتاد.بخاطر سواری جنگی شکست خورد

بخاطر شکستی مملکتی نابود شد

و همه اینها بخاطر کسی بود که میخ را خوب نکوبیده بود…!!!.

تو کز محنت دیگران بی غمی

لذت زندگی رو تو داری میبری واقعا !

.

اگه یه موقعی تو یه موقعیتی گیر کردین که یکی می خواست بکشتتون زودی بگین :

>بکش ! بکش راحتم کن معطل چی هسسی؟ د یالا لعنتی !

تو همه فیلما امتحان خودشو پس داده.

البته در مورد سیلی پدر کاملا بی نتیجه بوده !

.

معلوم نیست این درس عبرت چند واحده لامصب!

تموم نمیشه…

.


ادامه مطلب

طبقه بندی: اجق وجق، مالیخولیایی، متفرقه، طنز و سرگرمی،
برچسب ها: خندکی، خنده، لطیفه، جک،

تاریخ : شنبه 8 مهر 1391 | ساعت 09 و 15 دقیقه و 54 ثانیه | دلنویس : lvl03n

به منشی شرکتمون میگم برو تو پروگرام فایل

میگه کامپیوترو روشن کنم ؟ 

گفتم نه , چند تا سوراخ پشت کیس گذاشتن

از اونجا سعی کن به حول و قوه الهی وارد بشی 

.

استاد فیزیک ۲ ما یه استاد جا افتاده و تقریبا مسنی بود…

به ندرت شوخی میکرد ولی همه دوسش داشتن.

یه بار سرکلاس وسط درسش یه چیزی رو استباه گفت بنده خدا…

تا آخرای کلاس یه پسر بی مزه هی داشت نچ نچ میکرد می رفت رو مخ همه…

این شد که استاد موجه ما یهو برگشت با خونسردی تمام گفت:

کیه داره باباشو صدا میکنه؟؟؟ .


ادامه مطلب

طبقه بندی: اجق وجق، مالیخولیایی، طنز و سرگرمی،
برچسب ها: خندکی، خنده، لطیفه، جک،





پیچک







شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات