تاریخ : شنبه 23 شهریور 1392 | ساعت 11 و 09 دقیقه و 32 ثانیه | دلنویس : lvl03n



پیش بابایی می روم و از او می پرسم:
“ازدواج چیست؟”
بابایی هم گوشم را محکم می پیچاند و می گوید:
“این فضولی ها به تو نیومده، هنوز دهنت بوی شیر میده، از این به بعد هم دیگه توی خیابون با دخترای همسایه ها لی لی بازی نمی کنی، ورپریده!”
متوجه حرف های بابایی و ربط آنها به سوالم نمی شوم، بابایی می پرسد:
“خب حالا واسه چی می خوای بدونی ازدواج یعنی چی؟!”
در حالی که در چشمهایم اشک جمع شده است می گویم:
“بابایی بهتر نیست اول دلیل سوالم رو بپرسید و بعد بکشید؟!”
بابایی با چشمانی غضب آلوده می گوید:

ادامه مطلب

طبقه بندی: روز نوشت، داستان و شعر و عرفان،
برچسب ها: موضوع انشاء : ازدواج را توصیـف کنیـد، ازدواج را توصیـف کنیـد، موضوع انشاء، انشاء، ازدواج،

تاریخ : سه شنبه 29 مرداد 1392 | ساعت 13 و 14 دقیقه و 12 ثانیه | دلنویس : lvl03n
با اصرار از شوهرش می‌خواهد که طلاقش دهد. شوهرش می گوید: «چرا؟ ما که زندگی‌ خوبی‌ داریم.»
از زن اصرار و از شوهر انکار. در نهایت شوهر با سرسختی زیاد می‌پذیرد، به شرط و شروط ها. زن مشتاقانه انتظار می‌کشد شرح شروط را: «تمام ۱۳۶۴ سکه بهار آزادی مهریه‌ات را باید ببخشی.»
زن با کمال میل می‌پذیرد. در دفترخانه مرد رو به زن کرده و می‌گوید: «حال که جدا شدیم ولی تنها به یک سوالم جواب بده.»
زن می‌پذیرد. مرد می‌پرسد: «چه چیز باعث شد اصرار بر جدایی داشته باشی‌ و به خاطر آن حاضر شوی قید مهریه‌ات، که با آن دشواری حین بله برون پدر و مادرت به گردنم انداختن، را بزنی‌.»
زن با لبخندی شیطنت آمیز جواب داد: «طاقت شنیدن داری؟»
مرد با آرامی گفت: «آری.»
زن با اعتماد به نفس گفت: «دو ماه پیش با مردی آشنا شدم که از هر لحاظ نسبت به تو سر بود. از اینجا یک راست میرم محضری که وعده دارم با او، تا زندگی‌ واقعی در ناز و نعمت را تجربه کنم.»
مرد بیچاره هاج و واج رفتن همسر سابقش را به تماشا نشست. زن از محضر طلاق بیرون آمد و تاکسی گرفت. وقتی‌ به مقصد رسید کیفش را گشود تا کرایه را بپردازد. نامه‌ای در کیفش بود. با تعجب بازش کرد. خط همسر سابقش بود. نوشته بود: «فکر می‌کردم احمق باشی‌ ولی‌ نه اینقدر.»
نامه را با پوزخند پاره کرد و به محضر ازدواجی که با همسر جدیدش وعده کرده بود رفت. منتظر بود که تلفنش زنگ زد. برق شادی در چشمانش قابل دیدن بود. شماره همسر جدیدش بود. تماس را پاسخ گفت: «سلام، کجایی؟ پس چرا دیر کردی؟»
پاسخ آنطرف خط، تمام عالم را بر سرش ویران کرد. صدا، صدای همسر سابقش بود که می‌گفت: «باور نکردی؟ گفتم فکر نمی‌کردم اینقدر احمق باشی‌. این روزها می‌توان با یک میلیون تومان مردی ثروتمند کرایه کرد تا مردان گرفتار، از شر زنان با مهریه‌های سنگینشان نجات یابند!»



طبقه بندی: روز نوشت، داستان و شعر و عرفان، روانشناسی، خواندنی، متفرقه، اطلاعات عمومی،
برچسب ها: طلاق، ازدواج،

تاریخ : شنبه 10 فروردین 1392 | ساعت 12 و 28 دقیقه و 03 ثانیه | دلنویس : lvl03n


موسی مندلسون پدر بزرگ آهنگساز شهیر آلمانی، انسانی زشت و عجیب الخلقه بود. قدّی بسیار کوتاه و قوزی بد شکل بر پشت داشت. موسی روزی در هامبورگ با تاجری آشنا شد که دختری بسیار زیبا و دوست داشتنی به نام فرمتژه داشت. موسی در کمال ناامیدی، عاشق آن دختر شد، ولی فرمتژه از ظاهر و هیکل از شکل افتاده او منزجر بود.
زمانی که قرار شد موسی به شهر خود بازگردد، آخرین شجاعتش را به کار گرفت تا به اتاق دختر برود و از آخرین فرصت برای گفتگو با او استفاده کند. دختر حقیقتاً از زیبایی به فرشته ها شباهت داشت، ولی ابداً به او نگاه نکرد و قلب موسی از اندوه به درد آمد. موسی پس از آن که تلاش فراوان کرد تا صحبت کند، با شرمساری پرسید :
- آیا می دانید که عقد ازدواج انسانها در آسمان بسته می شود؟
دختر در حالی که هنوز به کف اتاق نگاه می کرد گفت :
– بله، شما چه عقیده ای دارید؟
– من معتقدم که خداوند در لحظه تولد هر پسری مقرر می کند که او با کدام دختر ازدواج کند. هنگامی که من به دنیا آمدم، عروس آینده ام را به من نشان دادند و خداوند به من گفت: «همسر تو گوژپشت خواهد بود»
درست همان جا و همان موقع من از ته دل فریاد برآوردم و گفتم:
«اوه خداوندا! گوژپشت بودن برای یک زن فاجعه است. لطفاً آن قوز را به من بده و هر چی زیبایی است به او عطا کن»فرمتژه سرش را بلند کرد و خیره به او نگریست و از تصور چنین واقعه ای بر خود لرزید. او سال های سال همسر فداکار موسی مندلسون بود.

منبع : l4u.ir



طبقه بندی: اطلاعات عمومی، متفرقه، آیا میدانید، خواندنی، داستان و شعر و عرفان، عاشقانه،
برچسب ها: داستان یک مرد زشتی که با زیباترین دختر ازدواج کرد، داستان، زیباترین دختر، زشتی، زیبا، ازدواج،

تاریخ : جمعه 20 مرداد 1391 | ساعت 23 و 19 دقیقه و 11 ثانیه | دلنویس : lvl03n


روزی از دانشمندی ریاضیدان نظرش را درباره زن و مرد پرسیدند.

جواب داد:

 اگر زن یا مرد دارای ( اخلاق) باشند پس مساوی هستند با عدد یک =1

اگر دارای (زیبایی) هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم =10

اگر (پول) هم داشته باشند دوتا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =100

اگر دارای (اصل و نصب) هم باشند پس سه تا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =1000

ولی اگر زمانی عدد یک رفت (اخلاق) چیزی به جز صفر باقی نمی ماند و صفر هم به تنهایی هیچ نیست ، پس آن انسان هیچ ارزشی نخواهد داشت.




طبقه بندی: داستان و شعر و عرفان،
برچسب ها: ریاضیات ازدواج، ریاضیات، ازدواج،

تاریخ : پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 | ساعت 14 و 52 دقیقه و 04 ثانیه | دلنویس : lvl03n
هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است

حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.

در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.
از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.
در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است !

آریا تاک:اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.

ادامه مطلب

طبقه بندی: طنز و سرگرمی، متفرقه، مالیخولیایی، اجق وجق،
برچسب ها: انشای یک کودک در باره ازدواج، انشای یک کودک، ازدواج، انشا، کودک،

تاریخ : جمعه 12 اسفند 1390 | ساعت 09 و 50 دقیقه و 18 ثانیه | دلنویس : lvl03n

سرنوشت آقایان پس از ازدواج!!!!

قبل از ازدواج : خوابیدن تا لنگ ظهر
بعد از ازدواج : بیدار شدن زودتر از خورشید
نتیجه اخلاقی : سحر خیز شدن قبل از ازدواج : رفتن به سفر بی اجازه
بعد از ازدواج : رفتن به حیاط با اجازه
نتیجه اخلاقی : معتبر شدن

قبل از ازدواج : خوردن بهترین غذاها بی منت
بعد از ازدواج : خوردن غذا های سوخته با منت
نتیجه اخلاقی : تقویت معده

قبل از ازدواج : استراحت مطلق بی جر و بحث
بعد از ازدواج : کار کردن در شرایط سخت
نتیجه اخلاقی : ورزیده شدن

ادامه مطلب

طبقه بندی: طنز و سرگرمی، اجق وجق، مالیخولیایی،
برچسب ها: سرنوشت آقایان پس از ازدواج، سرنوشت، سرنوشت آقایان، آقایان پس از ازدواج، سرنوشت پس از ازدواج، پس از ازدواج، ازدواج،

تاریخ : جمعه 15 مهر 1390 | ساعت 08 و 01 دقیقه و 36 ثانیه | دلنویس : lvl03n
عاقلانه ازدواج کن تا عاشقانه زندگی کنی .
دکتر شریعتی



طبقه بندی: حرف دل، روانشناسی،
برچسب ها: ازدواج و عاشقی، ازدواج، عاشقی، دکتر شریعتی،

تاریخ : جمعه 5 شهریور 1389 | ساعت 14 و 43 دقیقه و 24 ثانیه | دلنویس : lvl03n


قابل توجه آقا پسرهای شاخ شمشاد !

پیشنهاد ازدواج دادن بی شك یكی از مهمترین و بزرگترین گامهایی میباشد كه تا به حال برداشته اید. شما خواهان آن هـستـید كه در آن لحظه همه چیز عالی و بـه بـهتـریـن نحو پیش رود و از آن مهمتر كه میخواهید پاسخ وی مثبت بـاشـد! چنانکه نكـات زیر را در هنگام پیشنهاد ازدواج مد نظر قرار دهید امکان اینکه شانس موفقیت شما افزایش یابد، زیاد است.

 |  1- مطمئن شوید كه فرد مناسبی را برگزیده اید

واضح است امــا حـقـیقت امر آن است كه ازدواج چیزی نیست كه بخواهید بـخاطـر انــگیــزه هــای آنــی وارد آن گردید. ممكن است شما دیوانه وار همدیگر را دوست داشته باشید اما اگر هــمسرتان خواهان فرزند باشد اما شما نه، ازدواج شما قطعا زیاد دوام نخواهد آورد و یا آنكه ارزشهای شما با ارزشهای همسرتان متفاوت باشد. اگر در مورد فردی كه میخواهید با وی ازدواج كنید تردید دارید، بهتر است بیشتر درباره آن بیاندیشید.



ادامه مطلب

طبقه بندی: عاشقانه، روانشناسی،
برچسب ها: چگونگی پیشنهاد ازدواج دادن، پیشنهاد ازدواج دادن، ازدواج، پیشنهاد ازدواج، پیشنهاد،

تاریخ : دوشنبه 18 مرداد 1389 | ساعت 23 و 27 دقیقه و 33 ثانیه | دلنویس : lvl03n


نامه ی یک پسر سنگدل به دوست دخترش


1- محبت شدیدی که صادقانه به تو ابراز میکرد

2-دروغ و بی اساس بود و در حقیقت نفرت من نسبت به تو

3- روز به روز بیشتر می شود و هر چه بیشتر تو را می شناسم

4- به پستی و دورویی تو بیشتر پی میبرم و


ادامه مطلب

طبقه بندی: اجق وجق، مالیخولیایی،
برچسب ها: نامه، دوست دختر، دوست پسر، محبت، صادقانه، دروغ، نفرت، دورویی، حقیقت، احساس، قلب، گلهای بهار، شریک زندگی، طبیعت پست و فرومایه، ازدواج، خوشبخت، دروغ و تظاهر، عواطف، احساسات، حرارت، عشق، عاشق، علاقه، سنگدل،

تاریخ : چهارشنبه 6 مرداد 1389 | ساعت 19 و 34 دقیقه و 21 ثانیه | دلنویس : lvl03n

متن جالب یک کارت عروسی


--- آخر این هفته جشن ازدواج ما به پاست ---

--- با حضور گرم خود در آن صفا جاری کنید ---

--- ازدواج و عقد یک امر مهم و جدی است ---

--- لطفا از آوردن اطفال خودداری کنید ---

--- بر شکم صابون زده ،آماده سازیدش قشنگ ---

--- معده را از هر غذا و میوه ای عاری کنید ---

--- تا مفصل توی آن جشن عزیز و باشکوه ---

--- با غذا و میوه آن جشن افطاری کنید ---

--- البته خیلی نباید هول و پرخور بود ، هان! ---


ادامه مطلب

طبقه بندی: اجق وجق، طنز و سرگرمی،
برچسب ها: عروسی، کارت عروسی، ازدواج، جشن، عقد، پاتختی، عاشقی، عشق،

تاریخ : جمعه 28 خرداد 1389 | ساعت 13 و 41 دقیقه و 22 ثانیه | دلنویس : lvl03n

بغل کردن مطمئناً احساس خیلی خوبی به شما می بخشد و شواهد نشان می دهد تاثیرات بسیار خوبی هم بر سلامتی ما دارد. در تحقیقی که در دانشگاه کارولینای شمالی انجام گرفت، محققان دریافتند که بغل کردن هورمون "اکسیتوسین" را افزایش داده و خطر ابتلا به بیماری های قلبی را کاهش می دهد.



   درواقع، وقتی زوجین 20 ثانیه همدیگر را بغل می کنند، سطح اکسیتوسین در بدنشان که طی تولد بچه و شیردهی آزاد می شود، بالا می رود. افرادیکه در روابط عاشقانه هستند، بیشترین افزایش اکسیتوسین را دارند.

ادامه مطلب

طبقه بندی: روانشناسی، علمی و دانستنی،
برچسب ها: یه آسمون آغوش، احساس خیلی خوب، هورمون اکسیتوسین، بغل، عاشقانه، روابط عاشقانه، کورتیزول، هورمون استرس، فشارخون، حمایت عاطفی، احساسات مثبت، سلامتی، ساپرت عاطفی، در آغوش کشیدن، سلامت قلب، ضربان قلب، ازدواج، لمس کردن، تماس های پوستی، آلزایمر، بیقراری، آواگری، قدم زدن های عصبی، حس تنهایی، احساس خوبی، غلبه بر ترس، ترس، دریچه احساسات، اعتماد به نفس، پیری، اشتها، استرس و فشارعصبی، بیخوابی، بی بند و باری، الکل و دخانیات، دموکراتیک، اکولوژیکی، روزهای شاد، فضاهای خالی زندگی،

تاریخ : جمعه 13 فروردین 1389 | ساعت 13 و 30 دقیقه و 09 ثانیه | دلنویس : lvl03n


  بعضی‌ها معتقدند انسان بدون عشق نمی‌تواند به زندگی ادامه دهد و دائما احساس می‌كند یك چیز كم دارد. نقطه ‌عطف عشق در جامعه ما ازدواج است. روز به روز از تعداد ازدواج‌های اجباری كاسته شده و دختر و پسر، ‌خودشان تصمیم به ازدواج با هم می‌گیرند. در چنین شرایطی وجود عشق و محبت بین طرفین، یكی از ‌عوامل مهم و تعیین‌كننده در این تصمیم است. پس می‌توان به این نتیجه رسید كه تقریبا تمام ازدواج‌های امروزی ‌با عشق آغاز می‌شود. اما مهم، سرنوشت این عشق است كه به كجا كشیده خواهد شد و ‌چه بلایی سر آن می‌آید و در زندگی زناشویی بعد از ازدواج چه نشانه‌هایی از آن باقی می‌ماند .



ادامه مطلب

طبقه بندی: روانشناسی،
برچسب ها: عشق، محبت، ازدواج، تعیین‌كننده، عشق ورزیدن، اعتماد، همسر، احترام، زندگی زناشویی، حوصله، انتظار، لذت، خلوت،





پیچک







شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات