تاریخ : شنبه 30 مهر 1390 | ساعت 23 و 58 دقیقه و 28 ثانیه | دلنویس : lvl03n
آغوشتو به غیر من به روی هیشکی وا نکن
منو از این دلخوشی و آرامشم جدا نکن

من برای با تو بودن پر عشق و خواهشم
واسه بودن کنارت تو بگو به هر کجا پر میکشم



طبقه بندی: عاشقانه، حرف دل، داستان و شعر و عرفان،
برچسب ها: آغوش، شادمهر، عقیلی، شادمهر عقیلی،

تاریخ : پنجشنبه 27 خرداد 1389 | ساعت 23 و 34 دقیقه و 16 ثانیه | دلنویس : lvl03n






  وای خدا جون امشب چقــــــــــدر این فرشته مهربونت ، که بهترین هدیه زندگیمه ، قشنگ و زیبا شده بود .

  وقتی چشام تو چشاش افتاد ، از ته دلم ، از اعماق وجودم یه نفس عمیـــــــــــــــــق کشیدمو ، تو این شب آرزوها ، که فرشته ها گوش به زنگندو کرام الکاتبین آرزوهامونو می نویسن رو، آرزو کردم که :


ادامه مطلب

طبقه بندی: حرف دل، نفسم،
برچسب ها: عاشق، عشق، فرشته مهربون، بهترین هدیه، اعماق وجود، نفس عمیـــــــــــــــــق، شب آرزوها، کرام الکاتبین، آرزو، لبهای داغ و شیرین، گل عشق، گلدون قلب، وصف ناپذیر، رضایت، لبخندی، آغوش، حمایت، کلام، شفاعت، نیاز، متانت، لیاقت، شهامت، هدیه پر ارزش،

تاریخ : دوشنبه 27 اردیبهشت 1389 | ساعت 13 و 00 دقیقه و 31 ثانیه | دلنویس : lvl03n



  قشنگترین هدیه ی روز تولد چیه ؟ چی واسش باید بگیرم ؟ از چی خوشش میاد ؟

  زیور آلات ؟ لباس ، پیراهن ، شلوار ؟ عروسک ؟ لوازم تحریر ؟

  چه چیزی بیشتر از همه می تونه همنفس عاشقم رو خوشحال کنه ؟



ادامه مطلب برچسب ها: قشنگترین هدیه، روز تولد، زیور آلات، همنفس، عاشق، خوشحال، ارمغان، محبت، شادی، ظرافت، شاخه گل، طراوت، چشای ناز، مهر، هدیه ی قشنگ، آسمون، آغوش، آرامش، وصف ناپذیر، بوسه داغ عاشقی، نگاه ساده، بی آلایش، انعکاس، چشای بلورین، ظرافت گل سرخ، گل سرخ، خورشید تابستونی، بوس، بوسه،

تاریخ : شنبه 25 اردیبهشت 1389 | ساعت 22 و 42 دقیقه و 52 ثانیه | دلنویس : lvl03n
  تولدت مبارک ، گلیه نازم .



  قدم گذاشتن به یه دهه دیگه زندگی پر از مهرت مبارک باشه گلک نازم .

  امیدوارم که تو این دهه زندگیت پر از عشق و حرارت و دلبستگی باشه وو هر روزت پر از شعف و شادمانی .




ادامه مطلب

طبقه بندی: نفسم،
برچسب ها: تولدت مبارک، گلیه ناز، قدم گذاشتن، پر از مهر، گلک ناز، عشق، حرارت، دلبستگی، شعف، شادمانی، آغوش، ببوسمت، بوسه، گل گلدون، تاج سر، مهربون، دوستت دارم، عاشقتم، بارون بهاری، غرق بوسه، روز تولد، لبهای شیرین، ارمغان، هدیه، نگاه گرم،

تاریخ : جمعه 17 اردیبهشت 1389 | ساعت 13 و 28 دقیقه و 10 ثانیه | دلنویس : lvl03n


  سالها پیش , در کشور آلمان , زن و شوهری زندگی می کردند.آنها هیچ گاه صاحب فرزندی نمی شدند . یک روز که برای تفریح به اتفاق هم از شهر خارج شده و به جنگل رفته بودند ، ببر کوچکی در جنگل , نظر آنها را به خود جلب کرد . مرد معتقد بود : نباید به آن بچه ببر نزدیک شد .

ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان و شعر و عرفان،
برچسب ها: آغوش، معجزه عشق، معجزه، عشق، محبت، زن، هدیه کردن، دل ساده، صمیمی، نگاه پر مهر، معجزه خلقت، زیبا، لذت عشق ورزیدن،

تاریخ : جمعه 13 فروردین 1389 | ساعت 20 و 02 دقیقه و 33 ثانیه | دلنویس : lvl03n


  قدم زدن تو یه غروب قشنگ پاییزی با یه همسفر یه همراه ، یه یــــــــــــار ؛
  چه زیباست ، لحظه ای که کنار منی و پا به پام داری میای ؛ به قول خودمون سایه به سایه   نه ، شونه به شونه  ...
  یوهو صدایی اومد ، گویا زمزمه س ؛
  چی بود ؟ کی بود ؟
  کسی ما رو صدا می کنه ؟؟

ادامه مطلب

طبقه بندی: حرف دل، نفسم،
برچسب ها: غروب، همسفر، همراه، قدم زدن، زمزمه، صدای آشنا، ساحل، دریا، دلنواز، دلواپسی، هق هق، آغوش، ابر بهاری، حرمت عشق،

تاریخ : جمعه 13 فروردین 1389 | ساعت 13 و 11 دقیقه و 22 ثانیه | دلنویس : lvl03n
تاریخ : جمعه 13 فروردین 1389 | ساعت 12 و 21 دقیقه و 53 ثانیه | دلنویس : lvl03n
تاریخ : جمعه 13 فروردین 1389 | ساعت 01 و 36 دقیقه و 47 ثانیه | دلنویس : lvl03n
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.






پیچک







شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات