تاریخ : دوشنبه 17 مرداد 1390 | ساعت 15 و 53 دقیقه و 20 ثانیه | دلنویس : lvl03n
در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟
پـَـَـ نــه پـَـَـ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه.

تا کمر رفتم تو موتور ماشینم که ببینم چه مرگشه ، رفیقم اومده میگه داری تعمیرش میکنی ؟
پـَـَـ نــه پـَـَـ دارم با مخزن روغن درددل می کنم.

کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم، بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده: آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام.

داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت
همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم.

سر جلسه کنکور گزارشگر اومده بالا سر بچه میگه اومدی کنکور بدی؟
 پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم چه خبره اینجا شلوغه!

ادامه مطلب

طبقه بندی: پـَـَـ نــه پـَـَــــ،

تاریخ : شنبه 15 مرداد 1390 | ساعت 15 و 52 دقیقه و 18 ثانیه | دلنویس : lvl03n
به دوستم میگم دارم واسه چند روز میرم آبادان. میگه واسه کار داری میری؟
 یه دماسنج خریدم دارم میرم تو دمای بالای 50 درجه تستش کنم

رفتم الکتریکی می گم آقا سه راهی دارین؟ میگه سه راه برق؟!!!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ سه راه آذری، دربست

نصفه شب یکی از بالا درمون پرید تو حیاط داداشم گفت علی دزده؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ "زوروِ " داره از دست گروهبان گارسیا در میره

پسره اومده خواستگاریم میگم من الان می خوام درس بخونم می گه یعنی چند سال دیگه می خوای ازدواج کنی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ 10 دقیقه صبر کنی این صفحه رو بخونم درسم تموم میشه

یارو نشسته کنار خیابون نوک دماغش چسبیده به زمین. دوستم میگه : معتاده؟!
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخواد انعطاف بدنشو به رخ بکشه

ادامه مطلب

طبقه بندی: پـَـَـ نــه پـَـَــــ،

تاریخ : جمعه 7 مرداد 1390 | ساعت 09 و 14 دقیقه و 27 ثانیه | دلنویس : lvl03n
حموم بودم دوستم زنگ زده می گه كجایی مى گم حمومم میگه رفتی دوش بگیری میگم پ نه پ رفتم موش بگیرم

آنتی پـَـَـ نــ پـَـَــــ :
حموم بودم، مامانم می زنه به در می گم بـــله ؟ می گه حمومی ؟ می گم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اینجا لندنه، صدای منو از رادیو بی بی سی می شنوی.
میگه : در زدم بگم مهمونها اومدن دختراشون هم رفتن تو اتاقت داران با کامپیوترت کار میکنند ، لباس و حوله ات رو هم از پشت در برمیدارم که امشب رو لندن بمونی تا فهم درست جواب دادن رو یاد بگیری، آها یه چیز دیگه احتمالا آبگرمکن رو هم خاموش میکنم

کبوتر اولی : بق بق بقووو

کبوتر دومی : بق بق بقووو؟؟؟؟

کبوتر اولی : پ ن پ قوقولی قوقو !






طبقه بندی: پـَـَـ نــه پـَـَــــ،
برچسب ها: پـَـَـ نــ پـَـَــــ،

تاریخ : جمعه 31 تیر 1390 | ساعت 01 و 12 دقیقه و 06 ثانیه | دلنویس : lvl03n

رفتم سم بخرم واسه سوسك یارو میگه میخواین سریع بمیره؟!

پَـــ نَ پَـــ میخوام شكنجش كنم ازش اعتراف بگیرم!!

 

دوستم میگه دیشب كه خونتون سروصدا بود ،همه تو كوچه بودن،دزد اومده بود؟؟ گفتم پ نه پ سكانس آخر یه فیلم سینمایی رو داشتن تو خونمون میگرفتن!!

 

روی نیمکت توی پارک، روزنامه دستمه... اومده میگه... روزنامه میخونی؟

پَ نه پَ سبزی خریدم نمیدونم لای کدوم صفحه گذاشتم




طبقه بندی: پـَـَـ نــه پـَـَــــ،

تاریخ : چهارشنبه 29 تیر 1390 | ساعت 07 و 56 دقیقه و 27 ثانیه | دلنویس : lvl03n
میری مسجد وضو بگیری تا نماز بخونی میبینی یه آقایی میرسه میگه پسر جان وضو میگیری میگی پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام قزل الا صید كنم 


نون بربری خریدم همسایمون منو دیده میگه نون بربریه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ماشین جدیدمه طرح بربری تولید شده


تو لباس فرم منو دیده میگه سربازی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــ عضو سیاه لشگر سریال مختارم محل فیلم برداری رو گم کردم


ساعت 7 صبح رفتم برا امتحان دانشگاه نگهبانه میپرسه امتحان داری؟ میگم پــَ نه پــَ اومدم خمیر بگیرم بدم دست نونوا


در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه


ادامه مطلب

طبقه بندی: پـَـَـ نــه پـَـَــــ، طنز و سرگرمی،
برچسب ها: پـَـَـ نــه پـَـَــــ،

تاریخ : چهارشنبه 29 تیر 1390 | ساعت 07 و 55 دقیقه و 13 ثانیه | دلنویس : lvl03n
کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟ . . .پـَـَـ نــه پـَـَــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه


مرغ عشقم مرده و درحالی كه پاهاش روبه بالاس افتاده كف قفس. دوستم اومده می گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ كمر درد داشته دكتر گفته باید طاق باز دراز بكشه كف قفس


ماشین رو بردم سرویس ، میگم فـــیلترش هم بذار ، میگه فـــلتر هوا؟
پ نه پ فیلتــر شکن بذار ماشین شبا بتونه بیاد فیسبوک


یارو تو مترو داره چراغ قوه میفروشه، صداش کردم اومده میگه چراغ قوه میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه لقمه میرزاقاسمی آوردم واسه ناهارم تنهایی نمی چسبید گفتن بیای باهم بخوریم  


داداشم گفت چرا بال بال میزنی؟چیزی پرید تو گلوت؟گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم خودم رو آماده پروار میکنم 


ادامه مطلب

طبقه بندی: پـَـَـ نــه پـَـَــــ، طنز و سرگرمی،
برچسب ها: پـَـَـ نــه پـَـَــــ،

تاریخ : چهارشنبه 29 تیر 1390 | ساعت 07 و 55 دقیقه و 13 ثانیه | دلنویس : lvl03n
کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟ . . .پـَـَـ نــه پـَـَــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه


مرغ عشقم مرده و درحالی كه پاهاش روبه بالاس افتاده كف قفس. دوستم اومده می گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ كمر درد داشته دكتر گفته باید طاق باز دراز بكشه كف قفس


ماشین رو بردم سرویس ، میگم فـــیلترش هم بذار ، میگه فـــلتر هوا؟
پ نه پ فیلتــر شکن بذار ماشین شبا بتونه بیاد فیسبوک


یارو تو مترو داره چراغ قوه میفروشه، صداش کردم اومده میگه چراغ قوه میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه لقمه میرزاقاسمی آوردم واسه ناهارم تنهایی نمی چسبید گفتن بیای باهم بخوریم  


داداشم گفت چرا بال بال میزنی؟چیزی پرید تو گلوت؟گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم خودم رو آماده پروار میکنم 


ادامه مطلب

طبقه بندی: پـَـَـ نــه پـَـَــــ، طنز و سرگرمی،
برچسب ها: پـَـَـ نــه پـَـَــــ،

تاریخ : چهارشنبه 29 تیر 1390 | ساعت 07 و 55 دقیقه و 13 ثانیه | دلنویس : lvl03n
کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟ . . .پـَـَـ نــه پـَـَــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه


مرغ عشقم مرده و درحالی كه پاهاش روبه بالاس افتاده كف قفس. دوستم اومده می گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ كمر درد داشته دكتر گفته باید طاق باز دراز بكشه كف قفس


ماشین رو بردم سرویس ، میگم فـــیلترش هم بذار ، میگه فـــلتر هوا؟
پ نه پ فیلتــر شکن بذار ماشین شبا بتونه بیاد فیسبوک


یارو تو مترو داره چراغ قوه میفروشه، صداش کردم اومده میگه چراغ قوه میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه لقمه میرزاقاسمی آوردم واسه ناهارم تنهایی نمی چسبید گفتن بیای باهم بخوریم  


داداشم گفت چرا بال بال میزنی؟چیزی پرید تو گلوت؟گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم خودم رو آماده پروار میکنم 


ادامه مطلب

طبقه بندی: طنز و سرگرمی، پـَـَـ نــه پـَـَــــ،
برچسب ها: پـَـَـ نــه پـَـَــ،

تاریخ : چهارشنبه 29 تیر 1390 | ساعت 07 و 54 دقیقه و 22 ثانیه | دلنویس : lvl03n
ساعت 5-4 صبح زنگ زده..گوشی رو برداشتم به زور دارم جواب میدم..میگه خواب بودی؟؟پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم سر گلدسته ی مسجد محلمون اذان میگفتم صدام گرفته 


خونمون رو عوض کردیم به بابام میگم کی واسه خونه خط میگیری؟
میگه خط تلفن؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ خط نستعلیق روزی دوبار هم از روش بنویسیم


برای طرح یه شکایت رفتم کلانتری طرف می گه از کسی شکایت دارین ؟  
پـَـَـ نــه پـَـَــــ
اومدم فرار مایکل اسکافیلد رو از فاکس ریور گزارش کنم


تو این گرما که سگ تب میکنه رفتم سوپر مارکت میگم یه ایستک بدید یارو میگه خنک باشه؟  
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گرم بده میریزم تو نعلبکی خنک بشه!


ادامه مطلب

طبقه بندی: پـَـَـ نــه پـَـَــــ، طنز و سرگرمی،
برچسب ها: پـَـَـ نــه پـَـَــــ،

تاریخ : چهارشنبه 29 تیر 1390 | ساعت 07 و 51 دقیقه و 00 ثانیه | دلنویس : lvl03n
رفتیم بلیت کانادا بگیریم زنه میگه سیاحتیه؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ زیارتیه میخوام برم امامزاده سید ریچارد


رفتیم سر خاک یکی از فامیلامون ساکت نشستیم پسر خاله ام میگه ساکتی!!! پــــ نه پـــــــ بلند شم برات سیا نرمه نرمه رو بخونم 


یارو عکسمو دیده میگه:اااا دماغ خودته این؟  
پـَـَــــ نــه پـَـَــــ دماغ اجدادمه که بینی به بینی، نسل به نسل منتقل شده الان رسیده به من!!!!


با دوستم رفتیم تو یه مغازه ی شلوغ که عسل طبیعی میفروشه؛ نوبت ما که میشه طرف میگه:شمام عسل میخواین!؟ ، پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دوتا زنبوریم اومدیم استخدام شیم 


ادامه مطلب

طبقه بندی: پـَـَـ نــه پـَـَــــ، طنز و سرگرمی،
برچسب ها: پـَـَــــ نــه پـَـَــــ،





پیچک







شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic