|
درباره وبلاگ ![]() خندیدن نعمته وو خندوندن رحمت . ای كـــــــــــــاش همه ، خندوندن رو یاد بگیرن و بی منت به هم هدیه بدن . مدیر وبلاگ : lvl03n مطالب اخیر
موضوعات
آرشیو وبلاگ پیوندهای روزانه پیوندها
نویسندگان برچسبها آمار وبلاگ
حرف دل یه نیم نگاه به دل استادم گفته خلاصه بنویس ، موضوع آزاده .. چند لحظه ای چشم هامو بستم و خاطراتم را مرور کردم ، رسیدم به خاطره ای که خیلی دوستش دارم، خاطره ای که مدیون یه قلب پاک و دریایی ام .. ![]() ادامه مطلب نوع مطلب : روز نوشت، برچسب ها : سرای پردیسان رشت، دست های بسته، آسایشگاه، موزیک بچه ها، شکر خدا، ![]() نمی دونم از كجا باید شروع كنم ؟ اصلاً چه جوری باید شروع كنم ؟ چرا بعد از این همه مدت ، هوس نوشتن به سرم زده ؟ به قول استاد گفتنی : ویــــــــار قلم در دست گرفتن رو كردم . شاید این
فكر خسته
ام ، آبستن افكاریه كه كنج صندوقچه قلبم ، دو زانو بقل كرده وو بغض كرده
محبوس شده . شاید هم زمانش رسیده كه ، الفبای چپندر قیچیم رو ، حجی كنم و به رشته تحریر در بیارم . بنویسم ... ادامه مطلب نوع مطلب : روز نوشت، برچسب ها : بابا خانه دار ![]() آخرشی ![]() یعنی چی اون وقت ؟ جواهـــــــــــــــران ؟ ![]() ادامه مطلب نوع مطلب : روز نوشت، برچسب ها : شاهکار ایرانی ها، بدون شرح، سوتی، سوژه، عکس های ناب، عکاس شدم عکس میگیرم آخه میدونید عشقم واسم دوربین خریده ![]() نکه فکر کنید من واسه اونو میگیرما نـــــــــــــــــــــــــــــــــه حالا هم از رز های خوشکلی که واسم گرفته بود عکس گرفتم تا بدونه که بلدم فقط قوربون دستت اون دوربینو وردار بیار ![]() ادامه مطلب نوع مطلب : روز نوشت، برچسب ها : عکاسی، عکاس باشی، دوربین، رز، درس مردانگی در داستان کورش و پانته آ
تابلویی که می بینید، اثر «وینسنت
لوپز» نقاش اسپانیایی قرن 18 روایت کننده ی یکی از داستان های تاریخ ایران
باستان است
![]() در
لغت نامه ی دهخدا زیر عنوان «پانته آ» بر اساس روایت «گزنفون» آمده است که
هنگامی که مادها پیروزمندانه از جنگ شوش برگشتند، غنائمی با خود آورده
بودند که بعضی از آنها را برای پیشکش به کورش بزرگ عرضه می کردند. ادامه مطلب نوع مطلب : داستان و شعر و عرفان، برچسب ها : داستان کورش و پانته آ، داستان، کورش و پانته آ، کورش، پانته آ، Username: EAV-43447965 Username: EAV-43447040 Username: EAV-43447056 Username: EAV-43447060 Username: EAV-43448024 ادامه مطلب نوع مطلب : آپدیت به روز آنتی ویروس نود 32 - user name & password، برچسب ها : update، Eset antivirus، username & password، آپدیت آنتی ویروس، آپدیت بروز نود32، یوزرنیم و پسورد، انسان، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود. پیدایش
جشن نوروز جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند. در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».ادامه مطلب نوع مطلب : علمی و دانستنی، برچسب ها : عید نوروز، اولین
سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت ۴۰سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن
مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد. کمبوجیه
فرزند کورش بدلیل کشته شدن ۱۲ ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از
ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با ۲۵۰ هزار سرباز ایرانی در روز ۴۲
از آغاز بهار ۵۲۵ قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن
قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود
دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد. او به هیچ وجه دین ایران
را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود. ادامه مطلب نوع مطلب : علمی و دانستنی، داستان و شعر و عرفان، برچسب ها : خدمات پادشاهان، پادشاهان، خدمات پادشاهان نامدار ایرانی، پادشاهان نامدار ایرانی، داریوش، کمبوجیه، داریوش کبیر، Username:
EAV-41558704 Password: xtnvunrpu7 Username: EAV-41558710 Password: jtmkd7nsxp Username: EAV-41558699 Password: 8be2875544 Username: EAV-41558702 Password: 8f7kv5rbdb Username: EAV-41558717 Password: 3pbu28bs7n ادامه مطلب نوع مطلب : آپدیت به روز آنتی ویروس نود 32 - user name & password، برچسب ها : ادامه مطلب نوع مطلب : علمی و دانستنی، برچسب ها : چرا آسمان آبی است؟!، آسمان آبی، بفرمایید : این کلمه اصلاً ربطی به اجازه دادن انجام
کاری ندارد. "اگه جرئت داری" در آن مستتراست خبٌ : این
کلمه ای است که زنان برای پایان دادن به مکالمه هایی استفاده میکنند که
در آن حق با آنهاست و شما باید ساکت
شوید !!
برای هر مردی واجبه بدونه آه بلند یعنی چه؟و..... نوع مطلب : علمی و دانستنی، روانشناسی، برچسب ها : فرهنگ لغت خانمها، آیا از محتویات دی وی دی خبر دارید؟ اگر یک DVD Video را در داخل درایو کامپیوتر قرار دهید و به داخل آن نگاهی بیاندازید، عموماً 2 پوشه AUDIO_TS و VIDEO_TS را مشاهده خواهید کرد.آیا میدانید آنها چیست؟ البته ممکن است شاخه
های دیگری هم وجود داشته باشند که شامل نرم افزارهای پخش DVD باشند، ولی
همیشه وجود ندارند.شاخه AUDIO_TS مخصوص DVD Audio می باشد و در DVD Video ها معمولاً خالی می باشد. منبع :
Mc wolrd
نوع مطلب : علمی و دانستنی، برچسب ها : دی وی دی، dvd، محتویات دی وی دی، VIDEO_TS، AUDIO_TS، پسرک
از پدر بزرگش پرسید : - پدر بزرگ درباره چه می نویسی؟ پدربزرگ پاسخ داد : درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه می نویسم، مدادی است که با آن می نویسم. می خواهم وقتی بزرگ شدی، تو هم مثل این مداد بشوی ! پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید : - اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام ! پدر بزرگ گفت : بستگی داره چطور به آن نگاه کنی، در این مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بیاوری، برای تمام عمرت با دنیا به آرامش می رسی : صفت اول : می توانی کارهای بزرگ کنی، اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند. اسم این دست خداست، او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد. صفت دوم : باید گاهی از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیزتر می شود ( و اثری که از خود به جا می گذارد ظریف تر و باریک تر) پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی، چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی. صفت سوم : مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه، از پاک کن استفاده کنیم. بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست، در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری، مهم است. صفت چهارم : چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است. و سر انجام پنجمین صفت مداد : همیشه اثری از خود به جا می گذارد. پس بدان هر کار در زندگی ات می کنی، ردی از تو به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کار می کنی، هشیار باشی و بدانی چه می کنی ![]() نوع مطلب : داستان و شعر و عرفان، برچسب ها : شاعرش مجهول است ولی شعر بسیار زیبایی است قاصد
آمد گفتمش: آن
ماه سیمین بر چه گفت؟ گفت: دیگر پا ز حد خویش مگذارد برون، گفتمش: جمع است از پا خاطرم، از سر چه گفت؟
گفتمش: کمتر شمردم زین تن لاغر چه گفت؟
گفتمش: من سوختم در باب خاکستر چه گفت؟
گفتمش: بر باد رفتم در صف محشر چه گفت؟
گفتمش: من زنده گردیدم ز خیر و شرّ چه گفت؟
گفتمش: این است احسان, از لب کوثر چه گفت؟
گفتمش: چون عاقبت این است زین خوشتر چه گفت؟
گفتمش: دیگر چه گوی؟ گفتا: مگو دیگر چه گفت؟ نوع مطلب : داستان و شعر و عرفان، برچسب ها :
داستان 2غریق و استجابت دعا
یک کشتی مسافربری گرفتار توفان گردید و غرق شد. تنها دو مرد از آن کشتی جان سالم بدر برده و با رنج و تقلای زیادی خود را به جزیره ای کوچک و متروک رساندند. بعد
از چند ساعت که حالشان کمی بهتر شد ، شروع به جستجو پیرامون خود پرداخته و
بزودی دریافتند که برای ادامه زندگی و یا نجات از آن وضع فلاکت بار ، تنها
چاره ای که دارند ، دعاست.
جزیره بسیار کوچک بود و تنها قسمت کمی از آن سرسبز بود و باقی آنرا زمینی خشک و بایر فراگرفته بود. مسافر اول به دومین مرد نجات یافته پیشنهادی داد بدین منوال که با هم اقدام به دعا نموده و در صورت اجابت دعای هر یک از آنها ، او حاکم جزیره شده و میتواند آنرا به دلخواه خود بین دو نفر تقسیم کند ، چرا که معلوم خواهد شد ارج و قرب وی نزد خدا بیشتر از دیگری خواهد بود. هر دو موافقت کرده و شروع به دعا نمودند و اولین چیزی را که خواستند ، غذا بود . فردای همانروزکه شروع به جستجو در جزیره کردند و در همین اثنا مسافر اولی که پیشنهاد را داده بود ، درختی کوچک را یافت که دارای میوه های نسبتا خوبی بود. ادامه مطلب نوع مطلب : داستان و شعر و عرفان، برچسب ها : داستان 2 غریق و استجابت دعا، استجابت دعا، دعا، استجابت، در
زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابی تصمیم می گیرند سفره هفت سینی
برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله "بور"، "فرمی"،
"شوریندگر" و "دیراگ" و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال
نو دعوت کنند.
آقای دکتر خودشان کارتهای دعوت را طراحی و حاشیه آن را با گلهای نیلوفر که زیر ستونهای تخت جمشید هست تزئین می کنند و منشا و مفهوم این گلها را هم توضیح می دهند. چون می دانستند وقتی ریشه موضوع مشخص شود برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد می کند. دکتر می گفت: " برای همه کارت دعوت فرستادم و چون می دانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمی رود تاکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد. همه سر وقت آمدند اما انیشتین 20دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلی دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمعهای روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن می کنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم. به هر حال بعد از یک سری صحبتهای عمومی انیشتین از من خواست که با دمیدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم: ایرانیها در طول تمدن 10هزار ساله خود حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند. برای ما ایرانیها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد." آقای دکتر می خواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و می گفت بعدها انیشتین به من گفت: " وقتی برمی گشتیم به خواهرم گفتم حالا می فهمم معنی یک تمدن 10هزارساله چیست. ما برای کریسمس به جنگل می رویم درخت قطع می کنیم و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت می دهیم اما وقتی از جشن سال نو ایرانیها برمی گردیم همه درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است." ادامه مطلب نوع مطلب : داستان و شعر و عرفان، متفرقه، برچسب ها : انیشتین، دکترحسابی و هفت سین، دکترحسابی، هفت سین، انیشتین و دکترحسابی و هفت سین، اولین
سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت ۴۰سال خدمت و سپس
بازنشستگی و گرفتن
مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد. کمبوجیه
فرزند کورش بدلیل کشته شدن ۱۲ ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر
خواهی از
ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با ۲۵۰ هزار سرباز ایرانی در
روز ۴۲
از آغاز بهار ۵۲۵ قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و
بدلیل آمدن
قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر یک نقاشی
دیواری وجود
دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد. او به هیچ وجه
دین ایران
را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود. داریوش
کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده
بودند به پادشاهی
برگزیده شد و در بهار ۵۲۰ قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر نهاد و
برای همین
مناسبت ۲ نوع سکه طرح دار با نام داریک ( طلا ) و سیکو ( نقره) را در
اختیار مردم قرار
داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد. کوروش
کبیر بعد از تصرف بابل ۲۵ هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوغ
بردگی شاه بابل
بودند آزاد کرد. ادامه مطلب نوع مطلب : برچسب ها : خدمات پادشاهان نامدار ایرانی به بشریت، خدمات پادشاهان، پادشاهان، پادشاهان نامدار ایرانی، پادشاهان نامدار، پادشاهان ایرانی، انسان، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود. پیدایش
جشن نوروز جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند. در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : " آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود". ادامه مطلب نوع مطلب : علمی و دانستنی، داستان و شعر و عرفان، متفرقه، برچسب ها : عید نوروز چگونه شکل گرفت، عید نوروز، نوروز، عید، مرد در کمال ناامیدی آنجا را ترک کرد. نمی
دانست با ده دلاری که در جیب داشت چه کند.تصمیم گرفت یک جعبه گوجه فرنگی خریده دم در
منازل مردم ان را بفروشد. او ظرف چند ساعت سرمایه اش را دوبرابر کرد . به زودی یک گاری
خرید. اندکی بعد یک کامیون کوچک و چندی بعد هم ناوگان توزیع مواد غذایی خود را به راه
انداخت. او دیگر مرد ثروتمند و معروفی شده بود. تصمیم
گرفت بیمه عمر بگیرد. به یک نمایندگی بیمه رفت وسرویسی را انتخاب کرد. نماینده بیمه
آدرس ایمیل او را خواست ولی مرد جواب داد ایمیل ندارم. نماینده بیمه با تعجب پرسید
شما ایمیل ندارید ولی صاحب یکی از بزرگترین امپراتوریهای توزیع مواد غذایی در آمریکا
هستید. تصورش را بکنید اگر ایمیل داشتید چه می شدید؟ مرد گفت احتمالا آبدارچی شرکت
مایکروسافت بودم نوع مطلب : متفرقه، برچسب ها : آبدارچی شرکت مایکروسافت، مایکروسافت، شرکت مایکروسافت، در جزیره ای زیبا تمام حواس آدمیان زندگی می کردند : ثروت ، شادی ، غم ،...
غرور و عشق . روزی خبر رسید که به زودی جزیره به زیر آب خواهد رفت . همه
ساکنین جزیره قایق هایشان را آماده و جزیره را ترک کردند . اما عشق می
خواست تا آخرین لحظه بماند ، چون او عاشق جزیره بود . وقتی جزیره به زیر آب
فرو می رفت ، عشق از ثروت که با قایقی با شکوه جزیره را ترک می کرد کمک
خواست و به او گفت : آیا می توانم با تو همسفر شوم ؟ ثروت گفت : نه ، من
مقدار زیادی طلا و نقره داخل قایقم هست و دیگر جایی برای تو وجود ندارد .
پس عشق از غرور که با یک کرجی زیبا راهی مکان امنی بود کمک خواست . غرور
گفت : نه ، نمی توانم تو را با خود ببرم چون تمام بدنت خیس و کثیف شده و
قایق زیبای مرا کثیف خواهی کرد . غم در نزدیکی عشق بود . پس عشق به او گفت :
اجازه بده تا من با تو بیایم . غم با صدای حزن آلود گفت : آه ، عشق ، من
خیلی ناراحتم و احتیاج دارم تا تنها باشم . عشق این بار سراغ شادی رفت و او
را صدا زد . اما او آن قدر غرق شادی و هیجان بود که حتی صدای عشق را هم
نشنید . آب هر لحظه بالا و بالاتر می آمد و عشق دیگر ناامید شده بود که
ناگهان صدایی سالخورده گفت : بیا عشق ، من تو را خواهم برد . عشق آن قدر
خوشحال شده بود که حتی فراموش کرد نام پیرمرد را بپرسد و سریع خود را داخل
قایق انداخت و جزیره را ترک کرد . وقتی به خشکی رسیدند ، پیرمرد به راه خود
رفت و عشق تازه متوجه شد کسی که جانش را نجات داده بود ، چقدر بر گردنش حق
دارد . عشق نزد "علم" که مشغول حل مساله ای روی شن های ساحل بود رفت و از
او پرسید : آن پیرمرد که بود ؟ علم پاسخ داد : زمان . عشق با تعجب گفت :
زمان ؟! اما او چرا به من کمک کرد ؟ علم لبخندی خردمندانه زد و گفت : زیرا
تنها زمان است كه قادر به درک عظمت عشق است...
نوع مطلب : داستان و شعر و عرفان، برچسب ها : |