تبلیغات
حرف دل - خندکی
تاریخ : شنبه 8 مهر 1391 | ساعت 09 و 15 دقیقه و 54 ثانیه | دلنویس : lvl03n

به منشی شرکتمون میگم برو تو پروگرام فایل

میگه کامپیوترو روشن کنم ؟ 

گفتم نه , چند تا سوراخ پشت کیس گذاشتن

از اونجا سعی کن به حول و قوه الهی وارد بشی 

.

استاد فیزیک ۲ ما یه استاد جا افتاده و تقریبا مسنی بود…

به ندرت شوخی میکرد ولی همه دوسش داشتن.

یه بار سرکلاس وسط درسش یه چیزی رو استباه گفت بنده خدا…

تا آخرای کلاس یه پسر بی مزه هی داشت نچ نچ میکرد می رفت رو مخ همه…

این شد که استاد موجه ما یهو برگشت با خونسردی تمام گفت:

کیه داره باباشو صدا میکنه؟؟؟ .

یه سوالی هست مدت هاست ذهن ِ منو مشغول کرده ..

من میخوام ببینم اونی که داشت زبان فارسی رو اختراع میکرد

اون روز اول …

چی شد که تصمیم گرفت قورباغه ق اولش«ق» باشه غ دومش«غ» ؟

.

خدایا این همه چاله انداختی توی زندگی ما

خب یه دونشو مینداختی رو لوپمون !

.

دماغتون رو بگیرید و سعی کنید برای ۵ ثانیه بگید «ممممممممم»

بعله یه همچین کارایی بلدم من !




طبقه بندی: اجق وجق، مالیخولیایی، طنز و سرگرمی،
برچسب ها: خندکی، خنده، لطیفه، جک،





پیچک