تاریخ : سه شنبه 9 اسفند 1390 | ساعت 19 و 53 دقیقه و 31 ثانیه | دلنویس : lvl03n
برق رفته بود، و بهیاری که برای کمک به زائو آمده بود ناچار شد از دختر سه ساله زائو کمک بگیره. دخترک سه ساله چراغ قوه را نگه داشت و با چشم های گردشده شاهد تولد برادرش بود. بهیار بچه را از دوپا گرفت و زد توی پشتش و بچه گریه کرد. بهیار از دخترک پرسید راجع به جیزی که دیده چی فکر می کنه و بچه گفت: اون از اول هم نباید می رفت اونجا. دوباره بزن در کونش



طبقه بندی: طنز و سرگرمی، اجق وجق، مالیخولیایی،
برچسب ها: دوباره بزن در کونش،





پیچک







شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic